على محمدى خراسانى
89
شرح منطق مظفر (فارسى)
ب : لازم وجود ذهنى يعنى وقتى در محيط ذهن فلان معنا تصور شد فلان لازم را دارد مثل انسان و كليت ، نوعيت ، جزئيت ، فصليت و كليهء معقولات ثانيه . ج : لازم ماهيت يعنى چه اين ماهيت در خارج يافت شود و چه در ذهن اين لازم را دارد مثل زوجيت للاربعة ، فرديت للثلاثه ، امكان ذاتى براى ممكنات . شرط دلالت التزاميه خصوص لزوم ذهنى است يعنى بايد در محيط ذهن ميان دو شىء ملازمه باشد و علم به تلازم هم داشته باشيم تا از علم به ملزوم ، علم به لازم پيدا شود و گرنه ملازمهء خارجيه و واقعيه بدون علم به تلازم كافى نيست مثلا اگر مخاطب بداند كه ميان حاتم طايى و كرم و بخشندگى ملازمه است از شنيدن نام حاتم به جود و سخاوت او منتقل مىشود و الّا فلا . 2 . بايد لزوم ذهنى يك لزوم بينّ بالمعنى الاخص باشد . بيان ذلك : لزوم از يك نظر سه قسم است كه تفصيل آن خواهد آمد ولى اجمالش اينست كه : الف : لزوم بيّن بالمعنى الاخص كه به مجرّد تصور ملزوم ، لازم هم تصور مىشود مثل عمى و بصر ، علم و جهل ، اسد و شجاعت . ب : لزوم بيّن بالمعنى الاعم كه پس از تصور ملزوم و لازم و ملازمه حاصل مىشود مثل ضاحك بودن ، كاتب بودن براى انسان و وجوب مقدمه براى ذى المقدمه . ج : لزوم غير بيّن كه افزون بر تصورات مذكور محتاج به استدلال است . مثل حدوث عالم كه بدون برهان قابل تصديق نيست . لزوم در بحث ما بايد يك لزوم بين بالمعنى الاخص باشد تا به مجرّد تصور ملزوم به لازم منتقل شويم و نيازمند واسطه در انتقال نباشيم . البته لا فرق كه اين لزوم بيّن بالمعنى الاخص ، عقلى باشد مثل عمى و بصر كه تصور عمى و نابينايى بدون بصر و بينايى عقلا مستحيل است و يا عرفى باشد مثل حاتم وجود ، اسد و شجاعت ، روباه و مكر .